تبليغاتX
علف سبز نوازش - پرشکسته
 

 كبوتري كه چنين پرشكسته مي آيد،

 خلاصه اي زغم توست ، خسته مي آيد.  

مسافر کوچولوـ شعر چشمهای ترم ـ

 به روی قایق اشکی  نشسته مي آيد.

شکسته بغض صدا در گلوی گریه  ، بمان!

که یمن هق هق قلبم ،خُجسته مي آيد.

 وشعر را غل وزنجیر کرده ام  اما

 غزال من!  غزل ازبند  رسته  می آید

 برقص  با نفس پیر چنگی عاشق

و نغمه ای  كه ز تار گسسته مي آيد.

 چرا به نیم  نگاهی دچار خود کردی ؟

دلم همیشه  که با چشم بسته می آید

 تو کیستی که غزلهای مومیایی من

به شوق خواندن تو دسته دسته مي آيد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت   توسط امین رسولی  |